X
تبلیغات
موموخانی - یکله
شهر قهاوند شنبه 1389/07/24 20:8

 

قهاوند

اطلاعات کلی

نام رسمی:

قهاوند

کشور:

ایران

استان:

همدان

شهرستان:

همدان

بخش:

شرا

مردم

جمعیت:

۲٬۷۵۷

زبان‌های گفتاری:

فارسی[۱]

جغرافیای طبیعی

ارتفاع از سطح دریا:

۱۶۱۰

قَهاوَند شهری است در استان همدان ایران. قهاوند مرکز بخش شرا شهرستان همدان است. جمعیت شهر قهاوند ۲٬۷۵۷ نفر است. (سرشماری ۱۳۷۵ خ.).[۲] از روستاهای بزرگ بخش قهاوند می‌توان به روستای كوزره اشاره كرد.

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

روستای یکله جدید شنبه 1389/07/24 20:4

یکله یکی از روستاهای شهرستان قهاوند واقع در استان همدان ایران است.

عرض جغرافیایی آن ۳۴ درجه و ۵۲ دقیقه شمالی و طول جغرافیایی آن ۴۹ درجه شمالی است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۶۰۲ متر است. فاصله آن از همدان حدود ۴۵ کیلومتر و از قهاوند ۱ کیلومتر است. جمعیت آن حدود ۱۵۰۰ نفر است. شغل اکثریت مردم آن کشاورزی و یا رانندگی کامیون سنگین است.

 منابع

·         لغتنامه دهخدا

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

روستاي يكله در گذشته شنبه 1389/07/24 20:3

يكله . [ ی ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش رزن شهرستان همدان ، واقع در 46000گزی جنوب قصبه ٔ رزن ، کنار راه فرعی کوریجان به شراء، با 417 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است و در تابستان اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج5.)

منبع : لغتنامه دهخدا

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

عکس هایی از یکله دوشنبه 1389/07/19 20:13
 

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

طايفه حيدري (موموخاني) شنبه 1389/07/17 11:54

طايفه حيدري (موموخاني) يكي از طايفه‌هاي بزرگ‌ و معروف روستاي يكله از بخش قهاوند (شراء) شهرستان همدان مي‌باشد كه هميشه در تحولات آن منطقه تأثيرگذار بوده و جزء طايفه‌هاي معروف و شناخته شده  از همه حيث (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ...) مي‌باشد.

از حیث سیاسی: (محمد حیدری، فرزند صفر، معروف به محمد بیگ، کدخدای دولت در زمان رضا شاه پهلوی بودن) و (غلامرضا موموخانی، فرزند محمد، معروف به رضا، کدخدای دولت در زمان محمدرضا شاه پهلوی بودن) و (کریم موموخانی، فرزند حسن، معروف به حاج کریم خان، کدخدای دولت در زمان محمدرضا شاه پهلوی بودند.) و ...

از حیث اقتصادی: چند نفر از اهل طایفه دارای گاوداری، چاه عمیق ششدانگ و اکثر اهالی طایفه دارای کامیون سنگین و ....

از حیث اجتماعی: در همه اجتماعات حضور داشته و صاحب نظر میباشند. 

در حال حاضر بزرگ طايفه شخصي به نام حاج كريم خان موموخاني مي‌باشند.

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

شهرت اجدادی شنبه 1389/07/17 11:48

فرزندان موموخان در زمان رضا شاه پهلوي كه ثبت احوال تأسيس شده و شروع به ثبت نام خانوادگي (فاميل) كرده‌ بودند به دو فاميلي بزرگ تقسيم شدند. (موموخاني و حيدري)

فرزندان موموخان/باباعلی بیک/سلطان/محمد، نام خانوادگي حيدري را برگزيدند و بقيه فرزندان موموخان به موموخاني شهرت يافتند.

حدوداْ در سال ۱۳۶۸ یکی از فرزندان حیدر/محمد/غلامرضا به نام محمدرضا اقدام به تعویض نام خانوادگی خود از موموخانی به وحیدی مهر کرد.

در دهه هشتاد دو تن از فرزندان حیدر/محمد/غلامرضا/علیرضا به نامهای حسین رضا و محمد نیز اقدام به تغییر نام خانوادگی از موموخانی به سجادی مقدم کردند.

تا این لحظه که این مطلب را مینویسم خوشبختانه غیر از موارد فوق هیچ یک از فرزندان موموخان اقدام به تغییر نام خانوادگی (شهرت اجدادی) خویش ننموده اند.

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

فرزندان موموخان پنجشنبه 1389/07/15 19:16
موموخان دارای فرزند پسر به نام باباعلی بیک بوده است، و ایشان:

بابا علی بیک (حیدر، سلطان، صفر، ناصر)

حیدر (حسبن، حسن، محمد)

صفر (محمد)

سلطان (دو دختر)

ناصر (چهار دختر)

حیدر/حسین (عباس، قربان، محمد نبی، نادعلی و دو پسر دیگر)

حیدر/حسن (علی،ابراهیم،کریم)

حیدر/محمد (غلامرضا)

صفر/محمد (حبیب اله، نصرت و سه دختر)

حیدر/حسین/عباس (محمد،احمد و چهاردختر)

حیدر/حسین/قربان (فرزندی نداشت)

حیدر/حسین/نبی (فرزندی نداشت)

حیدر/حسین/نادعلی (محمود و چند دختر)

حیدر/حسن/علی (یک دختر)

حیدر/حسن/ابراهیم (دو دختر)

حیدر/حسن/کریم (علی،پیرعلی،ولی،محمد،محمود و دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا (علیرضا، محمدرضا، علی آقا و چهار دختر)

صفر/محمد/حبیب اله(محمد و پنج دختر)

صفر/محمد/نصرت (حاجی،ولی، علی و دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علیرضا (حسین رضا، محمد، علی و هشت دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/محمدرضا (حسن رضا،شاه رضا،آقارضا و یک دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علی آقا (امیر،اسد،مجید،ناصر و چهار دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علیرضا/حسین رضا (حمید، سعید و دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علیرضا/محمد (مجتبی و یک دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علیرضا/علی(یک پسر)

حیدر/محمد/غلامرضا/محمدرضا/حسن رضا (حسین و دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/محمدرضا/ شاه رضا (جواد و دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/محمدرضا/ آقارضا (محمدسجاد و  دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علی آقا/امیر (امیرحسین و دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علی آقا/اسد (دو دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علی آقا/مجید (محمدرضا و یک دختر)

حیدر/محمد/غلامرضا/علی آقا/ناصر (انشاء الله پس از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/محمد/غلامرضا/محمدرضا/حسن رضا/حسین (انشاء الله پس از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/محمد/غلامرضا/محمدرضا/ شاه رضا/جواد / ابوالفضل

صفر/محمد/حبیب اله/محمد (مصطفی و دو دختر)

صفر/محمد/ نصرت/حاجی( علی و یک دختر)

صفر/محمد/ نصرت/ولی (یک پسر)

صفر/محمد/ نصرت/علی (یک فرزند)

حیدر/حسین/عباس /محمد (اسماعیل، جواد، مسیح الله، حمید و چهار دختر)

حیدر/حسین/عباس/ احمد (مهدی، مصطفی، مرتضی و دو دختر)

حیدر/حسین/عباس /محمد/اسماعیل(علی محمد ، امیرحسین  و سه دختر)

حیدر/حسین/عباس /محمد/جواد (سه دختر)

حیدر/حسین/عباس /محمد/مسیح الله (امیرسالار)

حیدر/حسین/عباس /محمد/حمید (محمدطاها)

حیدر/حسین/عباس/ احمد/مهدی (محمدعرفان)

حیدر/حسین/عباس/ احمد/مصطفی (یک دختر)

حیدر/حسین/عباس/ احمد/مرتضی (انشاء الله بعد از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/حسن/کریم / علی (جواد، حسین علی، فریدون، فرهاد، رامین، احمد و شش دختر)

حیدر/حسن/کریم / پیرعلی (ناصر و خسرو)

حیدر/حسن/کریم/ولی (سعید، وحید، فرشید، فرشاد و دو دختر)

حیدر/حسن/کریم/محمد (اصغر، ابوالفضل، اکبر)

حیدر/حسن/کریم/محمود (مهرداد، مهدی، مهران و دو دختر)

حیدر/حسن/کریم / علی/جواد (پژمان و دو دختر)

حیدر/حسن/کریم / علی/حسین علی(محمد و یک دختر)

حیدر/حسن/کریم / علی/فریدون (یک پسر)

حیدر/حسن/کریم / علی/فرهاد(محمد متین)

حیدر/حسن/کریم / علی/رامین(انشاء الله)

حیدر/حسن/کریم / علی/احمد(انشاء الله بعد از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/حسن/کریم / پیرعلی/ناصر(سه پسر و یک دختر)

حیدر/حسن/کریم / پیرعلی/خسرو (ابوالفضل)

حیدر/حسن/کریم/ولی/سعید (یک دختر)

حیدر/حسن/کریم/ولی/ وحید (انشاءالله)

حیدر/حسن/کریم/ولی/فرشید (انشاء الله پس از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/حسن/کریم/ولی/فرشاد (انشاء الله پس از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/حسن/کریم/محمد/اصغر (یک دختر)

حیدر/حسن/کریم/محمد/ابوالفضل (انشاء الله)

حیدر/حسن/کریم/محمد/اکبر (انشاء الله پس از عروسی یک پسر کاکل زری)

حیدر/حسن/کریم/محمود/مهرداد (انشاء الله)

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

معرفي شهرستان همدان پنجشنبه 1389/07/15 18:6

هَمِدان ( ‌ آوا پرونده) یکی از شهرهای غربی و کوهستانی ایران است که در استان همدان و در دامنه رشته کوه الوند واقع شده‌است. همدان یکی از شهرهای تاریخی-فرهنگی و توریستی ایران به شمار می‌رود که هرودوت بنای آن را در سدهٔ هشتم پیش از میلاد در دوران مادها به‌دست دیاکو ذکر کرده‌است. مادها این شهر را هگمتانه نامیدند و _همدان_ صورت جدید هگمتانه‌است. این شهر در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران، در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. در مرداد سال ۱۳۸۸ به عنوان یازدهمین کلانشهر ایران معرفی شده و هم اکنون «مجموعه بزرگ شهری همدان» شامل شهرهای همدان، اسدآباد، بهار، لالجین، جورقان، صالح آباد و مریانج است. شهر همدان مرکز شهرستان همدان و نیز مرکز استان همدان است.

محوطهٔ بزرگ میدان مرکزی شهر همدان در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است. ۶ بلوار اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بزرگراه‌ها بصورت مسیرهای کمربندی اول و دوم، آنها را منقطع می‌کنند. در ابتدای هر بلوار اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ جمعاً به تعداد ۱۲ گنبد به یادگار ۱۲ امام مذهب شیعه و با نام ایشان ساخته شده‌است.

جایگاه تاریخی همدان

همدان، اولین پایتخت نخستین شاهنشاهی در ایران در ۲۷۰۰ تا ۲۵۵۰ سال پیش بوده‌است. این شهر را نخستین شاه ماد بنیان نهاد و آن را در زبان ایرانیان دوران مادها هگمتانه به معنی «جای گرد آمدگان» نامیدند. همدان پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی و اشکانی نیز بوده‌است. نام هگمتانه به مرور زمان در دوران ساسانیان به اَهمتان/ اَهمدان و سپس به همدان دگرگون شده‌است. آثار مکشوفه از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج‌نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ ۱۳۷۰/۲/۲ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود، همچنین در سال ۱۳۸۵ مجلس شورای اسلامی در مصوبه‌ای همدان را پایتخت تاریخ و تمدن ایران اعلام کرد. شیر سنگی همدان را اکثر باستانشناسان و مورخین غیر ایرانی یادگار دوران مادها می‌دانند و باستانشناسان داخلی به تازگی آنرا به دوران اشکانی منسوب می‌کنند.

مهاجرت‌های اقوام آریایی‌نژاد ماد از حدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیر به مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت و این حکومت در ۶۵۰ پیش از میلاد در اوج اقتدار خود ضمن چیرگی بر بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی آن روزگار یعنی دولت آشور قلمرو خود ار از شرق به آسیای میانه و در غرب به آسیای کوچک گسترش داد. بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی به دستور دیاکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل ۷ دژ تو در تو و کاخ‌های شاهی برپا شد. بیشتر پژوهندگان علوم تاریخ و باستان‌شناسی بر این باورند که تپه و بناهای امروزی هگمتانه در دل شهر همدان، برجای ماندهٔ بقایای همین تأسیسات می‌باشند. این تپه طی چندین سال اخیر مورد کاوشهای باستانشناسی قرارگرفته و بناهای بدست آمده و کارگاههای کاوش در معرض دید مردم قرار دارد. انجام حفاریهای باستان‌شناسی در تپه‌های گودین نزدیک کنگاور و نوشیجان در ملایر گوشه‌هایی از فرهنگ و تمدن اقوام ماد را در این زمان بر ما آشکار ساخته که از جمله آنها می‌توان به نخستین اشکال خط ونگارش و سکه‌های اولیه و مظاهر فرهنگ دینی و معماری ایرانی اشاره نمود. از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نوشته‌های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیاﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخهای سنگی بیادگار مانده‌است که علاقمندان می‌توانند از آنها در موزه ملی کشور و موزه تپه هگمتانه در همدان بازدید کنند از دوره‌های سلوکی واشکانی در همدان گورستان پارتی و در نهاوند معبد آناهیتا برجای است.

شهر همدان در دوره ساسانی یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد. شهر نهاوند نیز در این زمان دارای اهمیت ویژه‌ای بود و دژ مستحکمی در آن قرارداشت و یکی از مراکز ایالات اسپهبد نشین هفتگانه این دوره بود.

کتیبه‌های فارسی باستان به خط میخی از داریوش بزرگ و خشایارشا گنج‌نامه در همدان

اعراب در یورش به ایران فتح نهاوند را فتح الفتوح نامیدند و گشودن همدان را به سال ۶۴۵ میلادی پس از فتح نهاوند بزرگ‌ترین پیروزی خود بر ساسانیان شمرده‌اند. از آثار این دوره می‌توان به غار قلعه جوق در فامنین و بقایای قلعه‌ای در همان محل اشاره کرد.

ازاین دوره پس از اسلام نیز در نقاط مختلف استان یادمانهای متعددی برجای مانده که اهم آنها عبارت‌اند از: بنای بسیار زیبا و ارزشمند گنبد علویان از دوره سلجوقیبرج قربانآرامگاه استر و مردخای – بقعه خضر از قرون ۷ تا۹ هجری در همدان امامزده ازناو از دوره سلجوقی در فامنین – امامزاده هود واظهر در رزن و بقعه حبقوق نبی در تویسرکان از قرن هشتم –امامزاده یحیی – امامزاده حسین و امامزاده اسماعیل د ر همدان و نیز کاروانسرای فرسفج و مدرسه علوم دینی شیخ علیخان زنگنه در تویسرکان – آب انبار وسنگ نبشته‌ای معروف به کتیبه آقاجان بلاغی مربوط به بنای یک سد در اسدآباد – یخچال میرفتاح در ملایر وحمام حاج آقا تراب در نهاوند ونیز تعدادی پل شامل پل شکسته (خسروآباد)در اسدآباد- پل کوریجان و آبشینه در همدان پل جهان آباد در فامنین – پل فرسفج و مجموعه بازار در تویسرکان و پل زرامین در نهاوند جملگی از دوره صفوی و بازار, مسجد جامع و میدان امام همدان و بازار ملایر از ابنیه مهم بعداز دوره صفوی.

گویش و زبان

گویش مردم شهر همدان، فارسی با لهجه همدانی است.[۱]

آب و هوا

آب و هوای همدان سرد است و در فصل زمستان زمین پوشیده از برف می‌شود.تابستان همدان معتدل و زمستان طولانی و سرد و برفی است.همچنین کمترین دمای ثبت شده در شهر همدان ۴۳- درجه‌است که در زمستان سال ۱۳۴۲ ثبت گردیده و از این حیث در ایران رکورد دار است.[

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

دلیل خان بودن جناب موموخان پنجشنبه 1389/07/15 16:49

بنا به نقلي موموخان، قبل از سال 1150 هجري شمسي يكي از خان‌هاي زنديه (كريم‌خان زند) بوده كه هنگامي كه وكيل‌الرعايا فوت مي‌كنند و آقا محمدخان از طريق عمه خود با خبر شده و از شيراز به طرف تهران فرار مي‌كنند و در تهران تاج‌گذاري نموده و خود را پادشاه ايران معرفي مي‌نمايد. (آغاز دوره سياه سلسله قاجار)

بعد از تاج‌گذاري و اعلام پادشاهي آقا محمدخان، ايشان شروع به سركوب كردن مخالفان و بازماندگان سلسله زنديه نمود، در اين حين حاكمان و خان‌هاي دوران زنديه آنهايي كه قدرت مقابله داشتند مقابله نموده و شكست خوردند و آنهايي كه قدرت مقابله نداشتند از محل (جاهايي كه شناخته شده بودند) گریختند.

موموخان نيز جزء خان‌هايي بوده كه از شيراز به سمت همدان عزيمت نموده و در بخش شراء و روستاي يكله سكونت كرده و ادامه زندگي دادند.

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |

معناي لغوي موموخاني پنجشنبه 1389/07/15 16:11

ـ موموخاني به قول بعضي‌ها، اشتباهات املائی (نوشتاری) كارمندان ثبت احوال ايران، در بدو تأسيس اين سازمان در اوايل دوره پهلوي، به دليل پایین بودن سطح ‌سواد مردمان آن دوره، لذا هر آنچه را كه به گوش مي‌شنيدند، روي كاغذ می آورند، و نمیتوانستند اسم را به صورت واقعی آن (املائی) بنویسند، پس احتمالاْ محمدخاني بوده است؛

ـ موموخاني به قول بعضي‌ها، نوعي گويش محلي بوده كه به محمدخان، موموخان گفته مي‌شده است.

ـ به قول بعضي‌ها، شخصي به نام موموخان بوده كه به موموخاني شهرت يافته‌ است.

نوشته شده توسط مجید  | لینک ثابت |